اسكندر بيگ تركمان

1021

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بيم فتنه از ايشان بود بمقام اصلى جمع آمده بودند . در اينسال مكرر از انهاء پيكر خان و تقرير گرجيانى كه در خدمت [ 719 ] همايون اعلى راه مكالمه دارند بعرض اقدس رسيد كه ميانهء از ناوران و سپاهى گرجى كه به آنجا آمده‌اند و طهمورث آمد شد و مراسلات نهائى وقوع مييابد و محتمل است كه آن طبقه اضلال رعايا نيز كرده عنقريب فتنهء از ايشان حادث گردد رأى عالم آرا بدان متعلق گرديد كه يكى از ارباب فراست و كياست و اصحاب درايت بدان صوب فرستند كه بحقايق گرجستان رسيده در دفع و رفع فتنه انگيزان و تنظيم و تنسيق ملك آنچه صلاح دولت قاهره باشد به عمل آورد لهذا قرچقاى خان سپهسالار را كه در مازندران و پايهء سرير سلطنت بنيان بود بدينخدمت مأمور گردانيدند و موراو بيك گرجى را كه سمت وكالت سمايون خان والى گرجستان كارتيل داشت اما ده سال متجاوز بود كه اظهار اسلام نموده با پسران و خانه كوچ در خدمت اشرف معزز و محترم و صاحب تيول و الكاء و از جمله مقربان و محرمان بزم اقدس بود رفيق سپهسالار گردانيدند كه چون صاحب وقوف نيك و بد گرجستان است بحسن اخلاص و ظهور بندگى و خدمتكاريها محل اعتماد شاهانه گشته آنچه از لوازم دولتخواهى و خير انديشى و نظام و نسق آن ولايت لايق دولت داند معمول گرداند و صبيهء عيسى خان قورچى باشى را كه نبيرهء دخترى همايون اعلى است و نامزد سمايون خان بوده مصحوب معتمدان مذكور گردانيدند و حكم شد كه امراء قراباغ و شيروان نيز همگى نزد سپهسالار جمع آمده در هر باب لوازم همراهى بتقديم رسانند و قرچقاى خان و موراو بيك بگرجستان رسيده امراء شيروان و قراباغ را اخبار نمودند و چون عروسى و دامادى سمايون خان در ميان بود و يوسف خان بيگلربيگى شيروان و محمد قليخان زياد اغلى بيگلربيگى قراباغ و ساير امراء عظام و عساكر اسلام با تجملات و زينتهاى گوناگون بايشان پيوسته اول جشن عروسى انعقاد يافت بعد از آن چون هنوز كوكب بخت گرجيان كاخت از حضيض و بال بيرون نيامده ارادهء ازلى بقتل فوجى ديگر از ايشان تعلق گرفته بود جهة تحقيق حال و تميز سپاهى و رعيت عموم آن طايفه را بتقريب همراهى غزاى گرجيان باشى آچوق كه شهرت داده بودند احضار نمودند قريب ده هزار نفر همگى با اسلحه و يراق جمع آمدند علامات فساد و عصيان از صورت حال ايشان نمايان بود و بوساطت موراو خاطر بدفع و رفع اشرار آن گروه بىايمان قرار گرفت و تكليف كردند كه چون رفتن باشى آچوق بموافقت ملت و هميشگى بر شما دشوار است آلات جارحهء خود را بغازيان داده خود از همراهى سفر باشى آچوق معاف باشند . بعد از گرفتن اسلحه و يراق تمامى آن كفرهء فجره را شكارىوار بميان گرفته بطرفة العينى دمار از نهاد آن قوم برآمد و تر و خشك به آتش قهر سوخته معروض تيغ ياسا گرديدند . بعد از ظهور اين صورت موراو مذكور خبث باطن و ارتداد خود را ظاهر ساخته از غيرت هميشگى يا هوس حكومت و بزرگى كارتيل با از ناوران و عظماء آن طايفه مواضعه نمود بحيل و تزوير مرتكب قتل سپهسالار و بعضى امراء گشته انواع فساد و خون ريختن ازو بظهور پيوست تفصيل حالات و ظهور عصيان و طغيان آن شوريده بخت تبه روزگار در وقايع سال نو نگاشتهء كلك سخن پرداز ميگردد . در اين سال از تأثرات فلكى و تقديرات ايزدى علت و با و طاعون در بعضى محال آذربايجان شيوع يافته در دار الارشاد اردبيل شدت آن بليهء نيشابور بود كه در نفس بلده زياده از بيست هزار كس تلف شده در مواضع و محال قريبه خصوصا مشكين و سراب و رزسق و گرمرود و خلخال قريب هشتاد هزار نفر كه مجموع بلا اغراق زياده از يك صد هزار راه عدم پيمودند و از پيران معمر روزگار ديده استماع